همانطور که در نظر می گیرید که چگونه می توانید به عنوان یک مدیر پیشرفت کنید، ممکن است با مفهوم امنیت روانی در محیط کار روبرو شده باشید.
امنیت روانی چیست؟
این مسئله فقط ایجاد یک محیط دنج و بدون استرس نیست که در آن هیچ اتفاق بدی رخ نمی دهد. در عوض، در مورد پرورش فرهنگی است که در آن اگر مشکلی پیش بیاید، مردم احساس می کنند که هنوز اساساً “خوب” هستند. آنها ایمن هستند.
به ایمنی روانی مانند یک کوهنورد و تجهیزات ایمنی آنها فکر کنید. مهارها، طناب ها و لنگرها از سقوط جلوگیری نمی کنند، اما احساس امنیت ایجاد می کنند که به کوهنورد اجازه می دهد در مسیرهای چالش برانگیز حرکت کند. به طور مشابه، امنیت روانی در محیط کار موفقیت را تضمین نمی کند، اما به تیم ها برای نوآوری و رشد قدرت می دهد.
چگونه می توان امنیت روانی در محیط کار را در محیط کار بهبود بخشید؟
«کارها ممکن است اشتباه انجام شوند» لزوماً به معنای «فاجعه بزرگ» نیست . فقط یک نتیجه احتمالاً ناخوشایند است که میتواند ناشی از گرفتن هر نوع ایراد اجتماعی باشد.
این کار ها شامل رفتارهایی به همین سادگی باشند:
- سوال پرسیدن (و قبول نکردن پاسخ شما)
- به اشتراک گذاشتن مشکلات (و نشان دادن اینکه شما کامل نیستید)
- درخواستها (و نشان دادن نیاز به کمک)
- ارائه بازخورد (و شاید نارضایتی گیرنده)
- امتحان کردن چیزی جدید (و ریسک اینکه ممکن است اشتباه شود)
واضح است که یک تیم با امنیت روانی در محیط کار پایین، که در آن افراد از انجام این کارهای حیاتی اجتناب میکنند، برای عملکرد در سطح بالا و رسیدن به موفقیت مشکل دارند.
امنیت روانی در محیط کار از منابع مختلفی ناشی می شود: عزت نفس یک فرد، نشانه های اجتماعی از هم تیمی ها، و سطح تهدید درک شده در اطراف آنها. به عنوان یک مدیر، می توانید با الگوبرداری از کنجکاوی، تصدیق اشتباهات خود و ریسک پذیری متفکرانه، ایمنی را افزایش دهید، حتی زمانی که همه چیز به خوبی پیش نمی رود.
بسیار مهم است که بدانیم ایمنی توسط هر فردی متفاوت است. عواملی مانند شخصیت، پیشینه، و نقش همگی بر میزان امنیت فردی در صحبت کردن تأثیر میگذارند. به عنوان مثال، یک کارمند جدید ممکن است در اشاره به یک نقص در یک فرآیند طولانی مدت تردید کند، در حالی که یک کارمند کهنه کار می تواند احساس قدرت کند تا نگرانی ها را مطرح کند.
هنگامی که به تنوع و گنجاندن فکر می کنید، توجه داشته باشید که چگونه افراد ممکن است همچنان احساس «غیرخودی» داشته باشند، حتی در حالی که از نظر فنی «در درون» هستند، و در نتیجه احساس امنیت کمتری داشته باشند. آنها ممکن است احساس کنند که «بیشتر برای اثبات» نیاز دارند، یا اینکه نمی توانند آسیب پذیری مشابه دیگران را نشان دهند.

چهار سطح امنیت روانی در محیط کار
ما می توانیم افزایش سطوح ایمنی را به عنوان توانمندسازی مجموعه های مختلف رفتارها در نظر بگیریم:
- ایمنی ورود
- ایمنی یادگیرنده
- ایمنی مشارکت کنندگان
- ایمنی چالشگر
یک مثال در این خصوص برای درک بهتر را در نظر بگیرید:
هنگامی که جنا به تیم تجزیه و تحلیل داده در ForInstance Inc. پیوست، در ابتدا احساس نامطمئن و محفوظ داشت. در جلسات، او از پرسیدن سوال تردید داشت، زیرا نگران این بود که ناآگاه به نظر برسد. با این حال، مدیر او، تام، پیوسته مشارکت را تشویق می کرد و تاکید می کرد که هیچ سوالی خیلی اساسی نیست. بهتدریج، جنا احساس میکرد که بیشتر تحت تأثیر تیم قرار میگیرد و مورد پذیرش قرار میگیرد (ایمنی ورود).
هنگامی که او به نقش خود رسید، جنا شروع به انجام پروژه های چالش برانگیز کرد. هنگامی که او در تحلیل خود اشتباه کرد، به جای پنهان کردن آن، آشکارا آموخته های خود را با تیم به اشتراک گذاشت. در کمال تعجب، همکارانش از صداقت او قدردانی کردند و از او حمایت و راهنمایی کردند (ایمنی یادگیرنده).
جنا با احساس اعتماد به نفس بیشتر شروع به پیشنهاد ایده ها و رویکردهای جدید برای تجسم داده ها کرد. دیدگاه منحصر به فرد او با اشتیاق مواجه شد و مشارکت های او در جلسات تیمی (ایمنی مشارکت کنندگان) شناخته شد.
سرانجام، هنگامی که جنا متوجه یک نقص احتمالی در فرآیند جمعآوری دادههای تیم شد، احساس قدرت کرد که نگرانیهای خود را مستقیماً با تام مطرح کند. او از او برای صحبت کردن تشکر کرد و از او برای پیشنهاد راه حل دعوت کرد. آنها با هم سیستم جدیدی را پیاده سازی کردند که دقت و کارایی داده ها را بهبود بخشید (ایمنی چالشگر).
توسعه ایمنی روانشناختی میتواند یک فعالیت کلیدی در هنگام استخدام افراد جدید باشد که در تمام سیلندرها شلیک میکنند، همراه با راهنمایی افراد از طریق منحنی یادگیری مهارت/اراده هنگام یادگیری. ایجاد امنیت روانی در محیط کار مستلزم تلاش مداوم است، اما نتیجه آن بسیار زیاد است. وقتی مردم احساس امنیت می کنند، بهترین کار خود را انجام می دهند، ریسک های هوشمندانه می کنند و تیم را به جلو می برند. به عنوان یک رهبر، شما لحن را تعیین می کنید. با اولویت دادن به امنیت روانی در محیط کار ، پایه و اساس تیمی را میسازید که نوآوری میکند، همکاری میکند و پیشرفت میکند.