شانس ، این واژه چهار حرفی که در جوامع مختلف جهان وجود دارد، یک مفهومی است که برای بسیاری از ما اهمیت و وزن زیادی دارد. همه ما در زندگی خود به شکلها و اشکال مختلف با مفهوم شانس روبرو شدهایم و ممکن است باورها و خرافاتی را درباره آن داشته باشیم. برخی از افراد معتقدند که شکستن آینه، عدد ۱۳ یا باز کردن چتر در داخل خانه موجب بدشانسی میشود. همچنین، ما گاهی اوقات موفقیت یا شکست دیگران را به خوششانسی یا بدشانسی آنها نسبت میدهیم. اما واقعاً شانس چیست و آیا واقعاً تأثیری در زندگی ما دارد؟
در این مقاله از سایت هاریکا ایده همراه ما باشید .
بدون تردید، شانس برای بسیاری از ما یک مفهوم گمراه کننده است. برخی از افراد به شانس به عنوان یک قوه عظیم و خارقالعاده اعتقاد دارند که میتواند ما را به موفقیت یا شکست برساند. اما واقعیت این است که شانس در واقع یک ظاهره تصادفی است که قابلیت پیشبینی و تحت کنترل قرار گرفتن آن مشکل است.
شانس چیست؟
شانس، به تعبیر ژاکلین وولی، به سه معنا تعریف میشود. برخی افراد شانس را با بخت و اقبال مترادف میدانند و برنده شدن در بازیهای تصادفی را به عنوان خوششانسی تلقی میکنند. اما این تنها یک اتفاق تصادفی است. برخی دیگر شانس را به عنوان یک نیروی ماوراءالطبیعی در نظر میگیرند که در جهان وجود دارد و ممکن است بر روی افراد تأثیر بگذارد. آنها اعتقاد دارند که با مراسم و طلسمهای خاص میتوان این نیرو را هدایت کرد. همچنین برخی افراد شانس را به عنوان یک ویژگی شخصی میپذیرند و معتقدند که با تولد، شانس در ما حضور دارد.
از سوی دیگر، ریچارد وایزمن، نویسنده کتاب “عامل شانس” و استاد روانشناسی، باور نمیکند که شانس یک عامل جادویی یا خرافی است. او معتقد است که اعتقاد به خوششانس بودن یا بدشانس بودن تأثیر زیادی در رفتار و اندیشه ما دارد و به یک پیشگویی خودشکوفا تبدیل میشود. به عبارت دیگر، اعتقاد به خوششانس بودن ما میتواند باعث شود که خودمان را خوششانس تر بدانیم و برعکس. بنابراین، میتوان گفت که شانس به وجود میآید.
آیا یک نیروی ماوراءالطبیعی است یا تنها یک تصادف؟
همچنین، ژاکلین وولی میگوید که ما به دلیل عدم اطمینان، از شانس ناراحت هستیم. وقتی احساس میکنیم که کنترل کمتری بر زندگی خود داریم، معمولاً به دنبال توضیحات فراطبیعی میگردیم.
از دیدگاه دیگری نیز میتوان گفت که شانس را میتوان به عنوان یک توضیح برای رویدادهای تصادفی استفاده کرد که قدرت کنترل بر آنها را نداریم. برای ذهن ما سخت است که به سوالی جواب نداند و در اینجا شانس به عنوان پاسخی برای این ناتوانی مطرح میشود. به عنوان مثال، زمانی که در یک منطقه آتش سوزی رخ میدهد و تمام خانهها به استثنای یکی از آن آتش میگیرد، بسیاری از ما فکر میکنیم ککه شانسی داشتهایم و خوششانس بودهایم که خانهمان نسوخته است. اما در واقعیت، این یک تصادف بوده است که ممکن است در آینده باز هم رخ دهد و خانهمان نیز سوخته شود.
کلید بهبود شانس و سود بردن از فرصتها
آیا میتوانیم دیدگاه خود را تغییر دهیم؟ و اگر بله، آیا این تغییر نگرش میتواند به نتایج بهتری منجر شود؟ اولین نکته این است که موقعیت اجتماعی فرد بر تصور او از شانس تأثیر میگذارد. بدون شک، شرایطی که در آن به دنیا آمدهاید، جامعهای که در آن زندگی میکنید و ویژگیهای ژنتیکی که به شما وارث شدهاند، به اختیار شما نبودهاند.
اما، این محدودیتها را به کنار بگذاریم. وایزمن معتقد است که با انجام کارهایی، میتوانیم شانس خود را بهبود بخشیم. بررسی افرادی که خود را خوششانس یا بدشانس میدانستند، نشان داد که افراد “خوششانس” فرصتهای خوب را به حداکثر میرسانند و شجاعت دنبال کردن شهود برای بهرهبرداری از این فرصتها را دارند.
به گفته وایزمن، “اگر آرام و خوشحال باشید، دیدگاه شما گسترش پیدا میکند و فرصتهای بیشتری را مشاهده میکنید. اگر انعطافپذیر باشید، در زمان ایجاد این فرصتها بهرهوری بیشتری از آنها خواهید داشت. افراد خوششانس میدانند به کجا میروند، اما اغلب به تغییر مسیرشان با توجه به جهت باد رضایت میدهند.”
چگونه بهتر از فرصتها و شانس بهرهبرداری کنیم؟
افراد خوششانس انتظار اقبال خوب را نیز دارند و تجربیات بد را به خوب تبدیل میکنند. وایزمن میگوید: “آنها معمولاً خوشبین هستند و در مقابل اتفاقات بد، مقاومت میکنند. اگر یک اتفاق بد رخ داد، بهجای فکر کردن به شرایط و اتفاقات بهتر، با خود فکر میکنند که میتوانست وضعیت بدتری اتفاق بیفتد.”
به نظر وولی، این تغییر نگرش میتواند تأثیری بر شانس شما در آینده داشته باشد: “اگر درباره یک رویداد احساس بهتری داشته باشید، احتمالاً انتظمیکنید که در آینده رویدادهای مشابهی به شما رخ دهد. این تفکر مثبت و اعتماد به نفس میتواند شما را به سوی فرصتهای جدید و پیشرفت هدایت کند.”

بنابراین، میتوان به این نتیجه رسید که تغییر نگرش به شانس میتواند موثر باشد. این تغییر نگرش شامل موارد زیر میتواند باشد:
-
آگاهی از فرصتها
بررسی و درک بهتر فرصتهای موجود در اطرافتان میتواند به شما کمک کند تا آنها را شناسایی کنید و از آنها بهرهبرداری کنید. برای این کار، میتوانید با بررسی محیط، به دنبال فرصتهای جدید باشید و با افراد موفق در ارتباط باشید تا از تجربیات آنها استفاده کنید.
-
انعطافپذیری
مهارت تطبیق با تغییرات و تنوع میتواند در بهرهوری از فرصتها و مواجهه با شانس موثر باشد. با انعطافپذیری و آمادگی برای تغییر، میتوانید در هر شرایطی به دنبال راهحلهای جدید باشید و از فرصتها بهرهبرداری کنید.
-
ایجاد شبکههای ارتباطی
برقراری ارتباط با افراد موفق و ایجاد شبکههای ارتباطی قوی میتواند در بهبود شانس شما مؤثر باشد. با برقراری ارتباط با افرادی که در زمینههایی که شما علاقهمند هستید موفقیتهایی داشتهاند، میتوانید از تجربیات و آموختههای آنها استفاده کنید و از فرصتهایی که از طریق این شبکهها به دست میآید بهرهبرداری کنید.
-
بهرهبرداری از تجربیات
با مرور تجربیات گذشته خود و یادگیری از آنها، میتوانید در مواجهه با شانسهای جدید بهتر عمل کنید. از خطاها و اشتباهات گذشته درس بگیرید و رویکردهای بهتری برای بهرهبرداری از فرصتها پیدا کنید.
سخن پایانی
در پایان، میتوان گفت که شانس به طور کامل از دست ما خارج است و تنها بر اساس اتفاقات تصادفی رخ میدهد. بنابراین، بهتر است تمرکز زیادی روی شانس نگذاریم و به جای آن، به دستآوردن ذهنیت و تفکر مثبت تلاش کنیم. با قرار گرفتن در موقعیتهای بهتر و رویدادهای مثبتتر، میتوانیم خودمان را در معرض شانس بیشتری قرار دهیم. چرا باید فکر کنیم که موفقیت و پیروزی در زندگی ما به طور کامل به اتفاقات تصادفی وابسته است؟ به جای آن، ما میتوانیم خودمان را رهبری کنیم و انتظار نداشته باشیم که شانس به صورت جادویی و بدون تلاش در راهمان قرار بگیرد.
