KPI مخفف یک شاخص کلیدی عملکرد است، یک معیار قابل اندازه گیری و قابل سنجش که برای ردیابی پیشرفت به سمت یک هدف خاص استفاده می شود. شاخص کلیدی عملکرد KPI به سازمان ها کمک می کند تا نقاط قوت و ضعف را شناسایی کنند، تصمیمات مبتنی بر داده را اتخاذ کنند و عملکرد را بهینه کنند.
KPIها اهدافی را برای تیمها فراهم میکنند تا به آنها دست یابند، نقاط عطفی برای سنجش پیشرفت و بینشهایی برای کمک به هدایت تصمیمگیری در سراسر سازمان. با نظارت بر شاخص کلیدی عملکرد KPI، سازمانها میتوانند نقاط قوت و ضعف را شناسایی کنند، تصمیمات مبتنی بر داده اتخاذ کنند و اقداماتی را برای بهینهسازی عملکرد انجام دهند. به عبارت ساده، شاخص های کلیدی عملکرد هدفی هستند که شما برای رسیدن به آن تلاش می کنید.
مزایای شاخص کلیدی عملکرد KPI چیست؟
مزایای اجرای KPIها گسترده و به خوبی مستند شده است. آنها شامل افزایش تعامل کارکنان، همسو کردن تیم شما با ماموریت سازمان شما و بهبود مسئولیت پذیری هستند.جدای از ردیابی و کنترل عملکرد، KPIها می توانند مزایای زیر را برای کسب و کار شما فراهم کنند:
شاخص کلیدی عملکرد KPI مشارکت کارکنان را بهبود می بخشد
KPIها کارمندان را متحد میکنند تا در جهت یک هدف مشترک کار کنند. مشارکت کارکنان، موضوعی که بسیاری از سازمانها با آن دست و پنجه نرم میکنند، میتواند مستقیماً بر نتیجه شما تأثیر بگذارد. اما KPI ها می توانند کمک کنند. این شاخص ها، چه فردی و چه سازمانی، مکانیزمی مفید برای سنجش عملکرد هستند که ارتباط مستقیمی با مشارکت کارکنان دارد.
در واقع، سازمانهایی که نیروی کار متعهد دارند، درگیر شدن با مشتری، بهرهوری و 21 درصد سود بیشتر را مشاهده میکنند. از طرف دیگر، کارمندان غیرمتعهد به همین مسائل اشاره می کنند: ارتباط ضعیف در مورد استراتژی بین مدیریت و مشارکت کنندگان فردی. KPI ها به حل این مشکل کمک می کنند.
شاخص کلیدی عملکرد KPI هدف و ماموریت شما را به هم متصل می کند
KPIهای شما باید به ماموریت سازمان شما مرتبط باشد. “پول درآوردن” یک ماموریت نیست، و همچنین چیزی نیست که کارکنان در سطح عمیق تری با آن ارتباط برقرار کنند. هدف شما باید کارکنان را تشویق کند تا هر روز با احساسی تازه از هیجان در محل کار حاضر شوند. باید ارتباط مستقیمی بین ماموریت شما و KPIهای شما وجود داشته باشد تا کارمندان احساس کنند کارشان برای دستیابی به هر دو هدفمند است.
با شاخص کلیدی عملکرد KPI هر گونه ابهام حذف می شود
اطمینان حاصل می کنید که KPI های شما در جهت هدف نهایی شما کار می کنند و کارمندان به وضوح درک می کنند که چگونه و چرا در راستای آن کار می کنند.
شاخص کلیدی عملکرد KPI همه را نسبت به عملکرد مسئول می کند
به طور کلی، چارچوب های مدیریت عملکرد فردی در مورد تعیین اهداف، اندازه گیری عملکرد و مدیریت فعالیت های مرتبط است. پس چرا KPIها را در مدیریت عملکرد نیز وارد نکنید؟ KPIهای عملکرد به کارکنان کمک میکنند تأثیر خود را اندازهگیری کنند و اینکه چگونه فعالیتهای روزانهشان، احتمالاً اساس نقش آنها، در موفقیت اهداف سازمانی بزرگتر بازی میکند. شاخصهای کلیدی عملکرد همه را در یک جهت هدایت میکنند و همه را به مشارکتی خوشحال در موفقیت شما تبدیل میکنند.

انواع مختلف KPI چیست؟
انواع مختلفی از KPI وجود دارد که می توانید برای اندازه گیری عملکرد سازمان خود از آنها استفاده کنید. بیایید در مورد مواردی که باید ردیابی کنید بحث کنیم.
KPI های فروش
شاخص کلیدی عملکرد KPIهای فروش برای ردیابی عملکرد فروش شما استفاده می شوند. آنها می توانند معیارهایی مانند درآمد، هزینه جذب مشتری، میانگین ارزش خرید، نرخ نگهداری/ریزش و موارد دیگر را شامل شوند.
KPI های بازاریابی
همانطور که اشاره شد، KPIهای بازاریابی بیشتر بر ارزیابی اثربخشی کمپین های بازاریابی شما تمرکز می کنند. آنها می توانند شامل معیارهایی مانند بازدیدکنندگان وب سایت، نرخ تبدیل، تعامل در رسانه های اجتماعی و موارد دیگر باشند. بینشهای جمعآوریشده از KPIهای بازاریابی معمولاً با اطلاعات جمعآوریشده از فروش جفت میشوند.
شاخص های کلیدی عملکرد مالی
شاخص های کلیدی عملکرد مالی بر معیارهای مالی مانند رشد درآمد، سودآوری، بازگشت سرمایه (ROI) و جریان نقدی تمرکز دارند. آنها بینشی در مورد رفاه مالی و ثبات سازمان شما ارائه می دهند.
KPI های عملیاتی
KPIهای عملیاتی کارایی عملیات و فرآیندهای عملیاتی شما را اندازه گیری می کنند. آنها می توانند شامل معیارهای مربوط به خروجی تولید، کنترل کیفیت و مدیریت موجودی باشند.
KPI های مشتری
KPIهای مشتری محور بر سنجش موفقیت شما در برآوردن نیازها، انتظارات و ترجیحات مشتری تمرکز دارند. برخی از نمونههای شاخصهای عملکرد مشتری عبارتند از نرخ حفظ مشتری، میانگین ارزش طول عمر مشتری و شاخص رضایت مشتری.
تنظیم KPI مناسب برای موفقیت در کسب و کار
برای ایجاد بینش معنادار و حمایت از تصمیمگیری مبتنی بر داده، شناسایی و تعریف KPIهای مناسب مهم است. بنابراین، چه چیزی یک KPI را خوب می کند؟ در زیر چند نکته آورده شده است.
شاخص کلیدی عملکرد KPI همسو با کسب و کار
KPIها باید با استراتژی و نتایج کلی کسب و کار شما همسو باشند. به عنوان مثال، فرض کنید هدف کسب و کار شما افزایش 20 درصدی درآمد ماهانه تکرارشونده (MRR) تا پایان سال مالی (یک KPI سطح بالا) است. اگر در تیم فروش هستید، KPI شما ممکن است تا پایان سه ماهه سوم (یک KPI سطح پایین) سرنخ های ورودی را تا 50 درصد افزایش دهد. شاخص عملکرد شما به هدف کلی کسب و کار کمک می کند زیرا سرنخ های جدید = پتانسیل درآمد.
شاخص کلیدی عملکرد KPI قابل اقدام
KPIها باید قابل اجرا باشند. هنگامی که KPI خود را تنظیم کردید، باید مراحلی را که برای رسیدن به آن بردارید و معیارهایی که در طول مسیر اندازه گیری خواهید کرد، مشخص کنید. اگر راهی برای رسیدن به آن نداشته باشید KPI چه فایده ای دارد؟ اگر هدف شما افزایش سرنخهای ورودی است، باید برنامهای برای انجام آن داشته باشید – مانند انتقال مشتریان احتمالی بیشتر از مرحله MQL به SQL. مراحل عملی شما را برای موفقیت در دستیابی به KPI های خود آماده می کند. همچنین شایان ذکر است که KPIها نباید سؤالات اضافی را کم کنند، آنها باید دقیقاً برعکس عمل کنند: الهام بخش عمل باشند.
شاخص کلیدی عملکرد KPI واقع بینانه
شاخص کلیدی عملکرد KPI ها باید واقع بینانه باشند. توصیه خوب این است که از کوچک شروع کنید. KPIهای بزرگ و بلند – اگرچه ممکن است روی کاغذ خوب به نظر برسند – اگر از ابتدا غیر واقعی باشند، به شما یا تیمتان لطفی نمی کنند.
شاخص کلیدی عملکرد KPI قابل اندازه گیری
KPI ها باید قابل اندازه گیری باشند. هنگامی که شاخص کلیدی عملکرد KPI را تنظیم می کنید، از خود بپرسید: برای رسیدن به چه چیزی تلاش می کنید؟ نتیجه نهایی مطلوب چیست؟ جدول زمانی چیست؟ به یاد داشته باشید که اضافه کنید: چگونه KPI های خود را اندازه گیری کنم؟ اغلب اوقات، یک ابزار BI یا تجزیه و تحلیل راهی عالی برای ردیابی پیشرفت شما در برابر KPI است. به این ترتیب، می توانید یک معیار (مانند سرنخ ها) ایجاد کنید و به راحتی و به سرعت پیشرفت خود را در تجسم داده ها مشاهده کنید (و آن را با دیگران در تیم خود یا در سراسر سازمان خود نیز به اشتراک بگذارید! ما عاشق یک تیم مبتنی بر داده هستیم!).

چگونه یک شاخص کلیدی عملکرد KPI خوب تنظیم کنیم؟
اکنون که تعریف KPI را داریم، بیایید نگاهی به اصول اولیه تنظیم KPI بیندازیم. در حالی که میتوانید از KPIهای شناختهشده در صنعت الهام بگیرید، آنهایی که تعیین میکنید باید برای کسب و کار و اهداف شما منحصر به فرد باشند. بیایید نگاهی به یک مثال KPI از یک نمونه بد در مقابل یک نمونه خوب بیندازیم.
در اینجا مثالی از یک KPI بد آورده شده است: امسال پول زیادی کسب کنید.
چرا این یک KPI بد است؟
برای شروع، فوق العاده مبهم است. آیا “پول زیاد” 10 هزار دلار است یا 1 میلیون دلار؟ هیچ اقدام قطعی وجود ندارد که بتوانید آن را به KPI خود گره بزنید، اگر مقدار مشخصی برای آن کار نمی کنید، هیچ «پست هدف» (یعنی مقدار مشخصی) وجود ندارد که بدانید به هدف خود رسیده اید، و وجود دارد. هیچ معیاری برای نسبت دادن به آن وجود ندارد تا بتوانید پیشرفت خود را پیگیری کنید.
از طرف دیگر، در اینجا مثالی از یک KPI خوب آورده شده است: درآمد ماهیانه را در این ماه 25 هزار دلار افزایش دهید.
چرا این KPI خوبی است؟
این از یک جهت خاص است: مقدار دلار و بازه زمانی که در آن امیدوارید به آن دست یابید را مشخص می کند. با یک KPI دقیق مانند این، شما یک متریک مرتبط (MRR) دارید که میتوانید پیشرفت خود را ردیابی کنید، و میتوانید اقدامات خاصی را که قرار است برای دستیابی به KPI خود انجام دهید، مانند ادامه دادن پس از توسعه، مشخص کنید.
مهم است که به یاد داشته باشید که شاخص کلیدی عملکرد KPI ها نوعی ارتباط هستند. هنگامی که یک KPI می نویسید، قوانین اساسی ارتباط را در نظر داشته باشید: مطمئن شوید که مختصر، واضح و مرتبط است.
