2 ژانویه 2026
Search
2 ژانویه 2026
اهمال‌ کاری

5 راهکار اساسی برای دوری از اهمال کاری

فهرست مطالب

اهمال‌ کاری به معنای به تعویق انداختن عمدی کارها یا وظایف مهم است، در حالی که فرد از عواقب منفی آن آگاه است. این عادت می‌تواند در زمینه‌های مختلف زندگی، از جمله کار، تحصیل، روابط و سلامت، تأثیرات منفی به همراه داشته باشد.

وقتی درباره ویژگی خاصی صحبت می‌کنیم، معمولاً به شیوه‌ای صحیح و مشخص انجام آن کار اشاره می‌کنیم؛ اما در مورد اهمال‌ کاری، آنچه اهمیت دارد، عدم انجام یا به تأخیر انداختن کارهایی است که به ضرورت آن‌ها واقف هستیم. این ویژگی می‌تواند به عدم توجه به مسائل مهم و اولویت‌ها، عدم پیگیری و رسیدگی به موقع موضوعات منجر شود و عواقب منفی و گاهی جبران‌ناپذیری برای فرد یا گروه مربوطه به همراه داشته باشد.در این مقاله از سایت هاریکا ایده به 5راهکار اساسی دوری از اهمال کاری پرداخته ایم با ما همراه باشید.

عواملی که موجب اهمال‌ کاری می‌شود

ترس از شکست

بسیاری از افراد به دلیل نگرانی از عدم موفقیت، انجام کارها را به تعویق می‌اندازند.

کمال‌گرایی

افرادی که به دنبال رسیدن به بهترین نتیجه هستند، ممکن است از شروع کارها هراس داشته باشند و به همین دلیل آن‌ها را به تعویق بیندازند.

کمبود انگیزه

عدم علاقه یا انگیزه به انجام وظایف می‌تواند منجر به اهمال‌ کاری شود.

احساس غرق شدن

وقتی فرد با حجم زیاد کار مواجه می‌شود، ممکن است حس کند نمی‌تواند از عهده آن برآید و به همین دلیل از انجام کارها پرهیز کند.

عدم مدیریت زمان

ناتوانی در برنامه‌ریزی و سازماندهی زمان می‌تواند منجر به تأخیر در انجام کارها شود.

حواس‌پرتی

وجود موانع و حواس‌پرتی‌ها، مانند رسانه‌های اجتماعی یا فعالیت‌های غیرضروری، می‌تواند تمرکز فرد را از کارهای اصلی منحرف کند.

انتظارات غیرواقعی

اگر فرد توقعات غیرمنطقی از خود داشته باشد، ممکن است به دلیل فشار روانی، کارها را به تعویق بیندازد.

عدم مهارت‌های لازم

گاهی اوقات، نداشتن مهارت یا دانش کافی موجب می‌شود فرد از انجام کارها احساس ناتوانی کند و به همین دلیل آن‌ها را به تأخیر بیندازد.

اهمال‌ کاری

5 تکنیک برای غلبه بر اهمال‌ کاری

تمرین اول:

اگر به دنبال راه‌حل‌های فوری و عجیب برای غلبه بر اهمال‌ کاری هستید، باید بگویم که چنین چیزی وجود ندارد. برای غلبه بر این عادت، به تلاش ذهنی نیاز دارید. هیچ قرص جادویی یا استراتژی ساده‌ای نمی‌تواند شما را از این مشکل رها کند. وقتی با موانع مواجه هستید، نیاز به یک تلاش شناختی و ذهنی دارید.

ذهنیت شما تأثیر زیادی بر نحوه دیدگاه‌تان به موقعیت‌ها دارد. یک ذهنیت درست می‌تواند به شما در پیدا کردن انگیزه و اراده برای پیگیری اهداف کمک کند. بنابراین، ابتدا به خودآگاهی بپردازید و بفهمید که چرا و چگونه دچار اهمال‌ کاری می‌شوید. برای این کار، از خود سوالات مهمی بپرسید. برخی از این سوالات شامل موارد زیر هستند:

  • در چه شرایطی و درباره چه موضوعاتی اهمال‌ کاری دارم؟
  • چه ویژگی‌هایی می‌توانند جایگزین اهمال‌ کاری شوند؟
  • برای مدیریت زمان و برنامه‌ریزی چه اقداماتی می‌توانم انجام دهم؟
  • چگونه می‌توانم اشتیاق خود را برای انجام کارها افزایش دهم؟
  • چگونه متعهدتر به عمل‌گرایی باشم؟
  • چگونه می‌توانم اهداف و مسئولیت‌پذیری خود را افزایش دهم؟
  • چگونه احساسات ترس، استرس و کمال‌گرایی را مدیریت کنم؟
  • چگونه اولویت‌ها و ارزش‌هایم را بازبینی و به آن‌ها متعهد باشم؟
  • چگونه خودآگاهی و خودانگیختگی به کاهش اهمال‌ کاری کمک می‌کند؟
  • چگونه با تعیین استانداردهای منطقی می‌توانم عمل‌گرایی را افزایش دهم و اهمال‌ کاری را کاهش دهم؟

تمرین دوم:

تصور کنید که ۵ سال گذشته است:

  • در چه جایگاهی هستید؟
  • چه شغلی دارید؟
  • چه تحصیلاتی دارید؟
  • درآمد شما چقدر است؟

حالا این اهداف را تقسیم‌بندی کنید. به این فکر کنید که تا پایان سال به چه چیزهایی می‌خواهید برسید. آنها را بنویسید و سپس تقسیم‌بندی کنید که در این ماه چه کارهایی باید انجام دهید. بعد از آن، این کارها را به هفته و سپس به روز تقسیم کنید.

پس از اتمام این برنامه‌ریزی، شما اولین و مهم‌ترین قدم را برداشته‌اید. هر شب، اولویت‌های فردا را از مهم‌ترین تا کم‌اهمیت‌ترین بنویسید. این کار به مغز شما کمک می‌کند تا کارها را مرتب کند.

تمرین سوم:

مغز ما از دو سیستم مستقل تشکیل شده است: بخش احساسی و بخش منطقی. این دو بخش به طور همزمان با هم کار می‌کنند. کشمکش بین این دو بخش، توسط روانشناس “جاناتان هاید” در کتاب “فرضیه خوشبختی” توصیف شده است. او می‌گوید که نیمه احساسی ما مانند فیل و نیمه منطقی ما مانند سوارکار است. وقتی سوارکار و فیل درباره مسیر اختلاف نظر دارند، معمولاً فیل برنده می‌شود.

برای غلبه بر این مشکل، هر روز هدف‌هایتان را یادآوری کنید و آن‌ها را به وضوح بنویسید. این کار به شما کمک می‌کند تا به نیمه احساسی مغزتان تسلط پیدا کنید و از اهداف‌تان خسته نشوید.

تمرین چهارم:

تغییرات را کوچک کنید. هر روز یک اقدام کوچک در راستای هدف‌تان انجام دهید، اما این اقدام را ساده و کم‌حجم انتخاب کنید. اگر سریع پیش بروید، ممکن است خسته شوید و ادامه ندهید. به عنوان مثال، اگر هدف شما بهبود روابط است، هر روز یک نکته مثبت یاد بگیرید و در همان روز به آن عمل کنید. یا اگر می‌خواهید رژیم بگیرید، به تدریج مقدار غذای خود را کاهش دهید تا خسته نشوید.

تمرین هفتم:

وقتی از شرایط خود ناراضی هستید، از قانون “پولادین” بهره ببرید. این قانون می‌گوید که هر آنچه وجود دارد نتیجه یک علت است و اگر از وضعیت فعلی راضی نیستید، باید علت را تغییر دهید. به عنوان مثال، اگر از کمبود پول ناراضی هستید، این وضعیت تنها یک معلول است و علت واقعی آن چیز دیگری است.

تا زمانی که فقط شکایت کنید و از جامعه یا شرایط بد صحبت کنید، مشکلات شما افزایش می‌یابند. اما اگر به دنبال علت مشکلات بگردید و مسئولیت آن را بپذیرید، زندگی‌تان به تدریج بهتر خواهد شد.

به این فکر کنید که چه عواملی شما را آزار می‌دهند و مانع رسیدن به اهدافتان می‌شوند. آن‌ها را شناسایی و یادداشت کنید. سپس یک برنامه‌ریزی کنید تا این موانع را برطرف کنید. تغییرات را از کارهای کوچک آغاز کنید و به مرور زمان آن‌ها را بزرگ‌تر کنید. همین حالا یکی از کارهای کوچکی که شناسایی کرده‌اید را انجام دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *