در دنیای سینما، فیلم های بازسازی های شکست خورده به عنوان یکی از چالشهای بزرگ هالیوود شناخته میشوند. استودیوها اغلب به دنبال احیای آثار کلاسیک هستند تا هم از محبوبیت نوستالژیک آنها بهره ببرند و هم نسل جدیدی از مخاطبان را جذب کنند. البته این روند همیشه با موفقیت همراه نیست و برخی از این تلاشها به بازسازی های شکست خورده در باکس آفیس تبدیل میشوند. در این مقاله از هاریکا ایده به بررسی دلایل شکست این بازسازیها و چند نمونه برجسته از فیلم های بازسازی های شکست خورده میپردازیم.
چرا بازسازی ها شکست میخورند؟
بازیابی موفقیت یک فیلم کلاسیک با استفاده از بازسازی، فرآیندی پیچیده است. این فیلمها معمولاً تلاش میکنند تا میان نوستالژی مخاطبان قدیمی و سلیقههای مدرن تعادل برقرار کنند، اما اغلب در انجام این کار دچار مشکل میشوند. در این بخش مقاله به چند دلیل کلیدی اشاره میکنیم که چرا بازسازیها ممکن است به شکست ختم شوند:
نوستالژی در برابر مدرنیزاسیون
یکی از دلایل اصلی بازسازی های شکستخورده این است که سازندگان نمیتوانند به درستی نوستالژی فیلم اصلی را با نیازهای مخاطبان امروزی ترکیب کنند. برای طرفداران فیلمهای کلاسیک، تغییرات بیش از حد به معنای از دست رفتن روح اصلی فیلم است. بهعنوان مثال، بازسازی فیلمهای همچون بن هور (2016) و پلیس آهنی (2014) با تغییرات ساختاری و افزودن تکنولوژیهای مدرن تلاش کردند تا جذابیت بیشتری پیدا کنند، اما این تغییرات باعث از دست رفتن بخش بزرگی از ویژگیهای محبوب نسخه اصلی شد.
انتظارات بالا
بازسازی یک فیلم محبوب، همواره با انتظارات زیادی همراه است. تماشاگران و منتقدان نسخههای جدید را با دقت بیشتری بررسی میکنند و هرگونه تفاوت جزئی را با نسخه اصلی مقایسه میکنند. این فشار میتواند منجر به شکست در جذب مخاطب شود. مومیایی (2017) نمونه بارزی از این مسئله است. این فیلم نه تنها انتظارات بالای مخاطبان را برآورده نکرد، بلکه به دلیل بحران هویت در روایت داستان، به یکی از بازسازی های شکستخورده تبدیل شد.
بحران هویت در داستان
یکی دیگر از مشکلات رایج در بازسازی های شکستخورده، ناتوانی در ایجاد یک هویت مشخص برای فیلم است. بسیاری از بازسازیها تلاش میکنند تا در همان زمان هم عناصر نوستالژیک را حفظ کنند و هم با نوآوریهای جدید مخاطبان را جذب کنند. این تلاطم میان دو جهت متفاوت باعث میشود که فیلم در نهایت نه به نسخه اصلی وفادار باشد و نه به عنوان یک اثر مستقل موفقیتآمیز عمل کند. بازسازی مومیایی (2017) نمونهای از این مشکل است؛ فیلم سعی کرد هم ترسناک و هم اکشن باشد، اما در هیچ یک از این دو مسیر موفق نبود.
بازاریابی نامناسب
بازاریابی ضعیف یا اشتباه میتواند تاثیر مخربی بر عملکرد بازسازیها داشته باشد. بازسازی شکارچیان ارواح (2016) نمونهای از فیلمهایی است که از همان ابتدا با جنجالهای متعددی روبرو شد. تغییر جنسیت بازیگران اصلی این فیلم باعث واکنشهای منفی در میان برخی از طرفداران قدیمی شد و حتی قبل از اکران فیلم، جو منفی علیه آن ایجاد کرد. این جنجالها به نوعی باعث شد فیلم حتی با وجود نقدهای مثبت در برخی از رسانهها در باکس آفیس شکست بخورد.
نمونههای بارز فیلم های بازسازیهای شکست خورده
در ادامه مقاله به بررسی پنج نمونه از فیلم های بازسازیهای شکست خورده در باکس آفیس میپردازیم که بهخوبی نشان میدهند چرا این فیلمها نتوانستند موفقیت نسخههای اصلی خود را تکرار کنند.
مومیایی (2017)
نسخه اصلی مومیایی (1999) با بازی برندان فریزر، ترکیبی جذاب از ژانر ترسناک و ماجراجویی بود که توانست مخاطبان را مجذوب خود کند. اما بازسازی مومیایی (2017) با بازی تام کروز، نتوانست همان جذابیت را ایجاد کند. این فیلم با بودجه 195 میلیون دلاری تنها 410 میلیون دلار در سراسر جهان بهدست آورد که با توجه به هزینههای بازاریابی و تولید، یک شکست مالی محسوب میشود. دلیل اصلی این شکست را میتوان در بحران هویت فیلم جستوجو کرد؛ فیلم تلاش میکرد هم به عنوان یک اثر ترسناک و هم به عنوان یک بلاکباستر اکشن عمل کند، اما در نهایت در هیچکدام موفق نبود.
شکارچیان ارواح (2016)
نسخه اصلی شکارچیان ارواح (1984) به عنوان یک پدیده فرهنگی شناخته میشود و با ترکیب شوخطبعی، هیجان و عناصر ترسناک، طرفداران زیادی پیدا کرد. اما بازسازی این فیلم در سال 2016، با بازیگری کاملاً زنانه، نتوانست همان موفقیت را تکرار کند. این فیلم با بودجه 144 میلیون دلاری تنها 229 میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. بسیاری از منتقدان بر این باور بودند که تغییرات عمده در بازیگران و برخی جنجالهای پیش از اکران باعث شد این فیلم نتواند در باکس آفیس به موفقیت دست پیدا کند.
بن هور (2016)
بن هور (1959) یکی از بزرگترین و ماندگارترین آثار سینمای کلاسیک است که برنده 11 جایزه اسکار شد. اما بازسازی آن در سال 2016 به هیچوجه نتوانست همان شکوه و جذابیت نسخه اصلی را بازتولید کند. این فیلم با بودجه 100 میلیون دلاری تنها 94 میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت و به یکی از بازسازیهای شکستخورده سال تبدیل شد. منتقدان این فیلم را به دلیل استفاده بیش از حد از جلوههای ویژه و عدم وفاداری به روح نسخه اصلی مورد انتقاد قرار دادند.
پلیس آهنی (2014)
پلیس آهنی (1987) به کارگردانی پل ورهوفن یکی از فیلمهای کالت و محبوب دهه 80 میلادی بود که به خاطر طنز تاریک و خشونت گرافیکیاش شناخته میشود. اما بازسازی این فیلم در سال 2014 نتوانست همان طنز تاریک و تفسیر اجتماعی نسخه اصلی را حفظ کند. این فیلم با بودجه 130 میلیون دلاری، تنها 242 میلیون دلار فروش داشت و با وجود بازیگران مطرحی همچون جوئل کینامن، گری اولدمن و مایکل کیتون، نتوانست در میان مخاطبان به موفقیت دست یابد.
یادآوری کامل (2012)
یادآوری کامل (1990) به کارگردانی پل ورهوفن، یکی از فیلمهای اکشن و علمی-تخیلی محبوب آن دوران بود. اما بازسازی این فیلم در سال 2012، با بازی کالین فارل، نتوانست همان جذابیت نسخه اصلی را بازآفرینی کند. با وجود جلوههای بصری چشمگیر، فیلم نتوانست محتوای جذابی ارائه دهد و به یک اثر سرگرمکننده و منحصربهفرد تبدیل شود. این فیلم با بودجه 125 میلیون دلاری تنها 198 میلیون دلار فروش داشت و به یکی دیگر از بازسازیهای شکستخورده تبدیل شد.
نتیجهگیری
بازسازیهای شکستخورده در باکس آفیس نشان میدهند که بازسازی یک فیلم کلاسیک نیاز به دید هنری قوی و درک بالایی از موفقیت نسخه اصلی دارد. تنها تغییرات سطحی یا استفاده از جلوههای ویژه نمیتواند به موفقیت یک بازسازی منجر شود. بهویژه در مورد فیلمهایی که دارای طرفداران وفاداری هستند، هرگونه تغییر عمده ممکن است باعث رنجش مخاطبان قدیمی شود و در عین حال نتواند مخاطبان جدید را به سینماها بکشاند. بازسازیهای شکستخورده مانند مومیایی (2017)، شکارچیان ارواح (2016) و بن هور (2016) نمونههای بارزی از این چالشها هستند و بهخوبی نشان میدهند که چرا بازسازی آثار کلاسیک همواره با ریسکهای زیادی همراه است.




